تواضع و فروتنی
به روایت از ن.م خزان گلاری : همیشه پاى برهنه بود روزى علتش را پرسیدم لبخندى زد و چیزى نگفت: اصرار کردم گفت: به خاطر گرماى هواست اما چشمهایش چیز دیگرى مىگفت: این خاک مقدس است بوى کربلا مىدهد و هر وجب آن آغشته به خون همرزمانش است پوتینها را باید کنار گذاشت باید پاى برهنه مجنون وار در صحراى عشق قدم گذاشت.
ثبت دیدگاه