پیش بینی شهادت
به یاد دارم آخری باری که مسیح می خواست به منطقه برود خواب دیده بود که داخل هواپیما است و از داخل هواپیما بیرون پرت شده است . مسیح به من گفت: مادر جان بروید صدقه ای بیندازید . گفتم : چرا ؟ گفت : مادر جان سوال نکنید . و موقعی که از روستای درق به سول تهران حرکت کرد در منزل دایی اش خوابش را تعریف کرده بود . وقتی که از تهران به سمت منطقه حرکت کرد به پسر دایی اش گفته بود این سفر آخری است که من می روم و این بار شهید می شوم .
ثبت دیدگاه