روزه
به روایت از طاهره خاکپور : یادم می آید یک سال که ماه رمضان در فصل تابستان افتاده بود و برادرم علی هم روزه می گرفت . روز قدس در راهپیمایی شرکت کرده بود و از شدت تشنگی بی حال شده بود به ایشان پیشنهاد کردیم که مقداری آب بخورد که رفع تشنگی شود اما برادرم قبول نکرد . موقع افطار که شد دیدم علی سر سفره نیست با خودمان گفتیم حتما مثل همیشه به نماز جماعت رفته است اما بعد از دقایقی دیدم از ایشان خبری نشد . درون اتاق رفتیم دیدیم بی هوش افتاده است .
ثبت دیدگاه