پیش بینی شهادت
هادی دفعه ی آخری که به مرخصی آمده بود خیلی نورانی شده بود رفتارش به کلی تغییر کرده بود عبادتهایش ، دعاهایش به گونه دیگری بود عبادت وراز و نیازش خیلی طولانی شده بود زیاد بیرون نمی رفت . عکسی داشت که برده بود آن را بزرگ کند . گفتم : پسرم برای چه عکست را بزرگ کرده ای ؟ او بی آنکه سخنی بگوید لبخندی پرمعنا زد که گویی می خواهد از ما خداحافظی کند .
ثبت دیدگاه