شناسه: 74198

حاطرات نحوه مجروحیت

به روایت از مهدی شرقی : دو روز بعد از عملیات کربلای 2 در منطقه حاج عمران نزدیک صبح بود که در حال برگشتن از عملیات بودم. در نزدیکی بیمارستان مادر، حدود 200 متر جلوتر از من صدای انفجار شدیدی من را متوقف کرد و پس از چند لحظه که سرم از موج انفحار به درد آمده بود کمی بهتر شد. به طرف محل انفجار رفتم که دیدم 20 الی 30 نفر از رزمندگان در محل انفجار افتاده اند. بعضی مجروح و بعضی هم به شهادت رسیده بودند و از جمله آن شهداء آقای مرتضی صالح آبادی بود. من در حالیکه متحیر شده بودم صدای آشنایی نظرم را به خود جلب کرد و آن آقای کاوشی بود که قسمت زیادی از ران پایش جدا شده بود و روی زمین افتاده بود و ناله می زدتا نزدیک ایشان رسیدم دوباره صدای دیگری شنیدم که مرا صدا می زد. برگشتم و نگاه کردم که محسن حیدری را دیدم که مجروح شده و شکستگی دو پایش او را زمین گیر کرده و در این حال ذکر (( یا مهدی )) و (( یا حسین )) می گفت. مقداری آب به او دادم و پاهایش را بستم و در کنارش نشستم تا اینکه آمبولانس آمد و من زیر بغل ایشان را گرفتم و به طرف آمبولانس می بردم که ناگهان سرش به یک طرف افتاد و من به خیال اینکه شهید شده است و به علت کثرت مجروحین او را روی زمین گذاشتم و بقیه مجروحین را با کمک امدادگران به محل آمبولانس حمل نمودیم، آمبولانس رفت و من همانجا ایستادم تا آمبولانس مجدداً برگردد. چند لحظه بعد از رفتن آمبولانس آقای حیدری که بیهوش شده بود به هوش آمد و گفت: آمبولانس نیامده و من نیز حقیقت را برایش گفتم و در کنارش بودم تا اینکه آمبولانس آمد و ایشان را به عقب منتقل کردیم ولی بعد از مدتی که در نیشابور بودم خبر شهادت ایشان را شنیدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه