شناسه: 74333

عشق به جهاد

به روایت از محمد حمیدی : آخرین باری که برادرزاده ام محمدتقی حمیدی به مرخصی آمد رفتار و اخلاق شان تغییر کرده بود و بر ما مسلّم شده بود این بار که به جبهه برود دیگر برنمی گردد . برای همین روزی که می خواست به جبهه برود مانع رفتن ایشان شدم . گفتم : کجا می خواهی بروی در حالی که کسی نیست از برادران و خواهران صغیرت سرپرستی کند ؟ شما پدر ندارید باید مواظب آنها باشید ولی ایشان در جواب گفت : در این شرایط من به جبهه می روم و خداوند سرپرست و یاور همه ی ماست و بعد از خداوند هم از شما می خواهم که مواظب آنها باشید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه