شجاعت و شهامت
به روایت از حسین حمیدی : در عملیات مهران محمد مهدی از خود رشادتهای بزرگی به یادگار گذاشت از جمله، یکی از دوستانش برایم نقل می کرد محمد با سه نفر از بچه های رزمنده سوار بر یک دستگاه پی ام پی بودند که ناگهان بر اثر اصابت گلوله خمپاره، پی ام پی آنها آتش می گیرد و این بچه ها خودشان را به بیرون از پی ام پی پرت می کنند. به کمکشان شتافتیم وقتی محمد مهدی به هوش آمد و فهمید که پی ام پی منفجر شده است. خیلی متأثر شد و گفت:" ای لامذهبا. پی ام پی ما را منفجر کرده اید." شتابان تفنگی برداشت و به طرف عراقی ها رفت. هرچه تلاش کردیم جلوی او را بگیریم بی فایده بود. همه ناراحتبودیم و می گفتیم" محمد موجی شده، خدایا خودت محافظش باش " یک ساعت و نیم گذشت از او خبری نبود. در حالی که یأس و ناامیدی از برگشت ایشان در چهره بچه ها نمایان بود، دیدیم یک دستگاه پی ام پی بطرف ما می آید، همه به وجد آمده بودند. و صلوات می فرستادند. نزدیک که شد دیدیم محمد مهدی سوار بر پی ام پی در حال الله اکبر گفتن است وقتی نزدیک ما شد گفت: این هم یک دستگاه پی ام پی نوع مدل بالا"
ثبت دیدگاه