شناسه: 74354

عشق شهادت

به روایت از حسین حمیدی : روزی تصمیم داشتیم به همراه محمد مهدی به خط برویم و احوال پسرعمویمان که آنجا بود را جویا شویم. به اتفاق حرکت کردیم، وقتی به آنجا رسیدیم، ایشان مرا جلوی تانکی پیاده کردند و گفتند:" پسرعمو فلان جاست، برو پیشش، شاید دیگر همدیگر را ندیدیم، این جا جایی نیست که بتوانیم براحتی برگردیم، ولی اگر سالم ماندم شب نزدت می آیم. ادای این جملات که خوب طبیعتاً برای هرکس سخت و دشوار است از زبان ایشان بقدری راحت گفته می شد، که بیانگر عشق به شهادت در ایشان بود."

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه