شناسه: 74357

دعا و توسل جمعی

به روایت از حسین حمیدی : یادم است شب جمعه به حرم امام رضا(ع) رفته بودم. پس از پایان مراسم پرفیض دعای کمیل، راهی منزل شدم. در بین راه محمدمهدی و چند تن از دوستانش را دیدم. ساک دستش مشخص بود که تازه از جبهه آمده. خوشحال شدم و به طرفش دویدم و صدایش کردم. برگشت و تا مرا دید به طرفم آمد و بعد از سلام و احوالپرسی، پرسیدم: داداش، تازه از جبهه آمده اید؟ جواب داد: تقریباً، ولی تصمیم گرفتم اول به دعای کمیل بروم . بعد از آن به منزل بیایم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه