شناسه: 74371

تواضع و فروتنی

به روایت از رضا حمیدی : من مدت زیادی با ایشان در جبهه بودم. بنده در گردان مخابرات و ایشان در گردان زرهی خدمت می کردیم و از نظر کاری کمتر با هم سر و کار داشتیم . حال با توجه به اینکه ما در مخابرات بودیم بچه ها برای تماس گرفتن با خانواده و دوستانشان در شهرستانها به ما احتیاج داشتند. در این مدت انتظاری که ما از برادران داشتیم این بود که به ما سر بزند و از تلفن استفاده کند ولی ایشان در این مدت به هیچ وجه نیامد و هر وقت هم می آمد مثل بقیه بچه ها در صف می ایستاد . وقتی علّت را سئوال می کردیم می گفت: من می خواهم مثل دیگر رزمندگان در صف بایستم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه