شناسه: 74447

اخلاص عمل

به روایت از سید حبیب الله موسوی : شبی که از عملیات کربلای 5 برمی گشتیم با بچه های واحد جمعاً با یکدیگر بودیم در وسط راهمان می بایست مقداری شناکنان از آب می گذشتیم با گذشتن از آب بعد از چند ساعتی به قرارگاه رسیدیم وقتی که برادر ما را بررسی نمودم دیدم از حمید حکمت اثری نیست یک ساعت گذشت و خبری نشد از رفقا سؤال کردم گفتند در محیت ما بود خلاصه بعد از سه ساعت تأخیر حمید به پایگاه آمد گفتم حمید کجا بودی داشتی ما را نگران می کردی گفت از آن آب که گذشتید هیچ چیزی ندیدید گفتم نه گفت وقتی از روی آب شناکنان می گذشتم چند تا جنازه از برادران شهیدمان در روی آب دیدم به مجرد خارج شدن از آب طنابی تهیه کرده و به یک نخل خرما بسته و سر طناب را قلاب زده وارد آب شدم و قلاب را به پای یکی از شهدا می بستم و از آب خارج می شدم و با یک دست به خارج از آب می کشیدم و فورا به طرف دیگر از برادران شهیدمان برای بیرون آوردن از آب می رفتم آقای موسوی می گوید وقتی که به کنار آب آمدیم حدود ده جنازه شهید را که از آب بیرون کشیده بود (شهیدمان حمید حکمت پور) مشاهده کردیم و باعث جیرت ما شده و این نشان دهنده ایمان و اراده قوی حمید در واحدمان بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه