شناسه: 74558

خواب ورویای دیگران در مورد شهید

به روایت از صغری تاجیک : یک شب خواب دیدم که علی اکبر یک کت و شلوار مشکی در تن دارد و آمده او را در آغوش گرفتم به سرش دست می کشیدم و او را می بوسیدم گفتم : علی اکبر جان تو شهید شده ای و ما همه فامیل برایت گریه می کنیم گفت: نه می بینید که من زنده ام چرا گریه می کنید. یک جعبه بزرگ شیرینی در دستش است. گفت: مادر جان این شیرینی را بگیر و اسم بچه ای که می خواهد به دنیا بیاید را علی اکبر بگذار او شبیه من است. و واقعا همین هم طور شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه