شناسه: 74577

حلات معنوی قبل از شهادت

به روایت از سید حمید حسینی نژاد : سید شب قبل از شهادت برای بچه ها صحبت می کرد . می گفت : بچه ها مرا حلال کنید . من دیشب خواب دیدم از خط مقدم بر نمی گردم و ما همه به شوخی گفتیم شاید بر اثر صداهای گوش خراش تفنگ و رگبارو تانگ موجی شده ای . گفت : نه بابا من خواب خود را دیده ام . او هر یک از لباسهای خود را بین بچه ها تقسیم کرد پیراهن خود را به یکی و باد گیر خود را به دیگری گرمکن خود را به دوست دیگری داد اصلا آن شب سید روحیه دیگری داشت . آنقدر خوش صحبت ، آنقدر خوشحال بود که انگار شب دامادی اش است . آنقدر خوش رو شده بود که دلمان نمی آمد از او چشم برداریم . اصلا نگاهش به بچه ها نگاه دیگری بود و فردای آن روز به خط مقدم رفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه