شناسه: 74682

خاطره شماره 31 - شهید سیدعلی حسینی ابراهیم آبادی

راوی علی میدانی: منطقة عملیّاتی هورالعظیم در آبانماه 64 بود که ما مدّتی را آنجا بودیم که برادر عزیزمان سردار شهید حاج سیّدعلی حسینی مسئول گردان اطّلاعات قرارگاه سلمان بود که بعداً به نجف 2- معروف شد . در خدمت بزرگوار بودیم . منطقه ای که ما آنجا مستقر بودیم ، منطقة عملیّاتی عاشورای 4 منطقه ای بود که بصورت آب گرفتگی در چندین کیلومتر وسعت و با نی زارهایی که حدود دو متر و سه متر ارتفاع داشت و عمق آب بعضی جاها به 2/5 متر تا سه متر و بعضی نقاط دیگرش هم به نیم متر و یا کمتر از نیم متر می رسید و از لحاظ موفّقیّت جنگی واقعاً جای خطرناکی بود . خمپاره به چپ و راست مقرّ اصابت می کرد و خوشبختانه اکثر آن خمپاره ها چون در داخل آب در لجن فرو می شد . اکثراً عمل نمی کرد و مأموریّت ما ، مأموریّت دیده بانی بود آنجا که چند کیلومتر جلوتر از مقرّی که مستقر بودیم . دکلی به ارتفاع 25 متر تا سی متر با چهل تا 45 تا پلّه داشت که بصورت نرده ای بود . بعد در این موقعیّت برادر عزیزمان شهید حاج سیّدعلی حسینی یک شبی را که من آنجا بودم ایشان برای سرکشی تشریف آوردند به اصطلاح با چند تا دیگر از برادرها ، آن آقایان که تشریف آورده بودند . آنجا حدوداً ساعتهای فکر می کنم 1/5 تا 2 نصف شب بود و اکثر برادران خسته بودند و مأموریّت رفته بودند و یا مشغول استراحت و خواب بودند و ایشان کلیّة برادران را از خوابی بیدار کردند و همگی یک جلسه ای را تشکیل دادند و واقعاً وقتی که الان یاد آن جلسه و صحبتهای این بزرگوار می افتم می بیننم ایشان با وجود اینکه یک فرمانده بودند ، ‌ولی ما احساس می کردیم که این برادر بزرگتر ما هست . برادرمان فرمودند که برادران اطّلاعات باید بیشتر از این مایه بگذارند . چرا برادران خوابند ؟ اکثر برادران خواب بودند . از این به بعد نباید به این صورت باشد و امر فرمودند از آن شب به بعد که هیچ یک از برادران دیگر حق ندارند شب را بخوابند . به سه صورت عنوان کردند . یا باید لباس غوّاصی بپوشند و تمرین کنند در آب یا اینکه باید مشغول عبادت و راز و نیاز باشند و یا اینکه اگر موردی هست که بالاخره نماز شب بخوانند و یا اگر نمازهای قضایی دارند نماز قضایشان را بجا بیاورند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه