شناسه: 74692

پشتيباني نيرو مالي و فرهنگي

راوی ن .م فرهادی: به خاطر دارم سال 60 در لشکر 92 زرهی سرباز بودم. و تیپ ما قبل از عملیات طریق القدس در ارتفاعات ا...اکبر مستقر بود و سرهنگ بهرامی هم فرمانده تیپ را به عهده داشت. یک روز دستور داد تمام سربازها جمع شدیم. سپس آقای حسینی سخنرانی کرد و گفت: ما چند نیروی داوطلب برای عملیات آینده می خواهیم. چگونگی موقعیت منطقه و شرایط حساس آنجا را توضیح داد و گفت: ممکن است اسیر بشوید، غذا به شما نرسد، نمی توانید به شهر برگردید. یا نامه به خانواده هایتان بنویسید. بعد از توضیحات ایشان، دو نفر داوطلب شده و همراه آقای حسینی به منطقه اعزام شدیم. در آنجا ارتفاعات رملی، شهر بستان را تا تنگه چزابه در گرفته بود که حدود 25 یا 30 کیلومتر در پشت دشمن واقع می شد. وسایلی که به همراه داشتیم سه رأس اسب و دو تخته چادر و چند دستگاه موتور بود. آقای حسینی هم شخصاً عقب ها را تأمین می کرد، به گونه ای که به اهواز می رفتند وسایل تدارکاتی را می آوردند و در تویوتایی که در همان محدوده مستقر بود، می گذاشت و بعد خودشان وسایل را کول می کردند یا اینکه با اسب به محل استقرار منتقل می کردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه