خاطرات سياسي
راوی علی اکبر سرابیان: به یاد دارم که دوره سربازیشان اگر اشتباه نکنم در زمان انقلاب در اطراف لشگرک بود . یک سری من به ملاقات ایشان رفتم ، گفتم : پسر خاله اگر خواستند شما را ببرند . چون ممکن است به شما اسلحه بدهند و شمارا در مقابل مردم قرار دهند حواست جمع باشد که در مقابل مردم قرار نگیری . ایشان گفت : شما مرا نصیحت نکنید ، من حواسم جمع است ودائم هم ازآن فرار می کنم .
ثبت دیدگاه