شناسه: 74707

دقت در بيت المال

راوی سید عباس حسینی: قرار بود با شورلت به همراه ایشان یک جایی برویم . یک برادری آمد کاری داشت گفتم : خوب من با ماشین ایشان می آیم . شما با این ماشین بروید که در ضمن حرف هم بزنید گفتند باشد پس ما می رویم در کامیاران یا سنندج ماهدیگر را می بینیم . من از ماشین ایشان اطلاعاتی نداشتم ،‍ ترمز ماشین میخ می گرفت . ترمز زدم ماشین چپ شد . خداشاهد است با وجود اینکه ایشان اطلاع داشت که من ماشین را چپ کرده ام کوچکترین مطلبی به من نگفت حتی به مسئولین نگفت که ایشان برادر من است و تخفیف بدهید. البته آن افرادی که آنجا بودند راجع به اینکه من مأموریت بودم اطلاع داشتند ولی ایشان با اینکه فرمانده بود و می توانست بگوید که ایشان در مأموریت بوده است تخفیف بدهید ، یک کلام گذشت نکرد . حتی به روی من نیاورد که تو تصادف کرده ای . تو ماشین را چپ کرده ای و خدا شاهد است که خسارت را من دو برابر پرداخت کردم .اما برای دیگران سعی می کرد تخفیف بگیرد من یادم است همان موقع آقای کوهستانی در سپاه هشتم ماشین چپ کرده بود و ته دره رفته و از ماشین هیچی باقی نمانده بود . ایشان کل خسارت را تخفیف دادو هیچی نگرفت ولی در رابطه با من که برادرش بودم و حتی نیروها هم نمی دانستند که ما با هم برادریم یک کلام حتی نگفت که فلانی مأموریت بوده یک تخفیفی به او بدهید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه