شناسه: 74722

پرهيز از گناه

راوی لیلا قلی زاده: وقتی پدر ایشان به جبهه آمده بود ، هنگامی که ترخیص شد به خانه ما که در اهواز بود آمدند . من یک مقدار پسته که یکی از سرداران استان کرمان به شهید داده بود ، جلوی پدر ایشان گذاشتم که بخورد . یک دفعه شهید حسینی گفتند : نه آقا جان اجازه ندارد از این پسته ها بخورد. این پسته ها را فقط برای شما آورده ام که بخورید . پدرشان از این قضیه خیلی ناراحت شد و گفت : پسر این حرفها چیست ؟ شهید گفت : نه، پدرجان جواب دادن آن روز قیامت خیلی سخت است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه