شناسه: 74729

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی لیلا قلی زاده: یک دفعه ای نصف شب خواب دیدم که با ماشین همراه برادرشان به خانه آمدند. در حالی که خیلی خوشحال شدم گفتم : شما آمدید ؟بعد دیدم که خیلی خوشحال و سر حال گفتند که : به شما خوش خبری می دهم . گفتم که : چه چیز را ؟ گفت : از امروز یک مسئولیت جدیدی را به من داده اند . پرسیدم این مسئولیت چیست؟ گفت : مسئولیت حفاظت . گفتم : راست می گویی؟ گفت : آری . صبح که از خواب بیدار شدم ، گفتم : خدایا الله اکبر من دیشب این قدر ناراحت ،دلهره و اظطراب داشتم که این بچه در خانه تنهاست . ببین چطور این ها آگاه می شوند که نصف شب در عالم خواب می آید و می گوید که : به من یک مسئولیت جدید دادند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه