سعه صدر
راوی محمد قاضی: به یاد دارم در دوران آموزشی فردی آمد و گفت: فلانی آقای حسینی را می شناسی؟ گفتم: کم کم شناخت پیدا خواهم کرد. بعد ایشان خاطره ای تعریف کرد و گفت: زمانی در همین سپاه چهارم واقع در ملک آباد همان زمان سید علی منزلی می ساخته و نیاز به درب و پنجره داشته است و همان موقع سپاه اعلام می کند: این امکانات به نیروها داده می شود و چون افرادی مثل ایشان زیاد بودند که به جهت حساسیت کارشان در جبهه نمی توانستند از این امکانات استفاده بکنند، لذا سهمیه بندی نموده بودند. وقتی ایشان جهت کارهای اداری این نوع کالاها مراجعه می کند، مسؤول مربوطه که مشمول هم بوده برخورد ناشایستی با ایشان می کند، ولی ایشان بدون اینکه ناراحت شود می گوید: خوب اگر نمی شود. دعوا نکنید. بعد بدون اینکه خود را معرفی کند درب را باز کرده و بیرون می آید.
ثبت دیدگاه