حسن برخورد
راوی محمد رضا مرتضایی: یک روز که در مأموریت شناسایی منطقه عملیاتی بستان بودیم، عقربی داخل آستین یکی از برادران به نام آقای آخوندی رفته و چند جا از بدن ایشان را نیش زده بود. تصور ما از عقرب زدگی این بود که اگر شخص عقرب زده بلافاصله مداوا نشود، زهر آن به قلبش رسیده و آنرا از بین می برد. از طرفی هیچ وسیله ای هم نبود که او را به بهداری منتقل کنیم، لذا همة ما ترسیده بودیم و خودش نیز وحشت کرده و رنگش پریده بود و دائم می گفت: مرا زودتر به بهداری برسانبد. سید علی وقتی جریان را فهمید آمد با خونسردی به او گفت: رزمنده اسلام وقتی کاری را قبول می کند باید تمام کار را در نظر داشته باشد اگر حتی مار هم او را نیش بزند. باید ما ررا بکشد و مرهم روی زخم بگذارد. حالا هم شما طوری نمی شوی، نصف استکان آب لیمو بخور خوب می شوی ولی ایشان که روحیه اش را از دست داده بود، با اضطراب و نگرانی دنبال آن بود که سید علی را توجیه کند. بالاخره آقای حسینی به او گفت: اینجا که وسیله نیست، اگر فکر می کنی از بین می روی، این راه را بگیر و مستقیم برو به اهواز می رسی و گرنه آب لیمو بخور خوب می شوی .ایشان چون دید چاره ای ندارد آب لیمو را خورد و الحمدالله خوب این قضیه برای ما نیز درس بزرگی بود.
ثبت دیدگاه