محبت و مهرباني
راوی طاهره ناصری: روزی هنگام ظهر سفره پهن کرده بودیم تا غذا بخوریم سید علی هم که سر سفره نشسته بود فرزندش را در بغل گرفته بود و نوازش می داد . از ایشان خواستم تا بچه را به من بدهد و ناهارش را بخورد اما ایشان گفت: " شما غذایتان را بخورید من هم ناهارم را می خورم ، هم بچه را نگه می دارم ".
ثبت دیدگاه