خاطرات ورزشي
راوی علی اصغر امینی: یادم هست زمانی که در تپه های الله اکبر مستقر بودیم یک روز بعد از ظهر ما را به منطقه ای بردند که دریاچة کوچکی داشت ، سید علی حسینی به ما گفت : " بیا برویم شنا و چون خودش شنا بلد نبود با پسر خاله اش که شنا یاد داشت داخل آب رفتند "
ثبت دیدگاه