دقت در بيت المال
راوی طاهره ناصری: یک روز پدر سید علی نقل می کرد : در جبهه که بودم لبهایم زخمی شده بود و نمی توانستم چیزی بخورم به همین خاطر خرماهایی که به من می دادند نمی خوردم وآنها را جمع می کردم تا روزی که به مرخصی بیایم همراه خود بیاورم . روزی که خواستم به مشهد بیایم .علی خرماها را دید و گفت: "اینها چیه؟" گفتم: خرماهایی که به ما می دادند نخوردم و آنها را جمع کردم و می خواهم همراه خود ببرم . گفت: خق ندارید خرماها را با خود ببرید . خوردن حلال ولی بردن … گفتم : می گویی اینها را چه کار کنم ، بریزم دور ؟ گفت: نه بگذار همین جا بچه ها می خورند .
ثبت دیدگاه