خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از بی بی زهره حسینی : یک شب در خواب دیدم که برادرم سید محسن به نزد من آمد ولی بسیار ناراحت بود . سؤال کردم برادر جان چرا ناراحتی ؟ حتما بخاطر اینکه تو را در روستا تنها گذاشته ایم ناراحت شده ای ؟ در جواب گفت : خواهرم فقط مزاحم در روستا است ولی من و دیگر شهدا در خدمت قمر بنی هاشم هستیم ، ولی من از دست این جوانان که تحت تأثیر افراد ناآگاه قرار گرفته و نسبت به نماز و امر به معروف و نهی از منکر بی توجه هستند ، ناراحت هستم .
ثبت دیدگاه