خبرشهادت 2
خرین دفعهاى که حسین مىخواست به جبهه برود با سه نفر از دوستانش هماهنگى کرده بودند که شبانه یک تاکسى کرایه کنند و خود را به راه آهن برسانند. هنگام خداحافظى حسین از ما خواست حلالیت مىکرد و من گریه مىکردم چند روزى از رفتن حسین نگذشته بود که جنازه او را آوردن
ثبت دیدگاه