خاطرات سیاسی
به روایت از مهدی حسین پور : اوایل انقلاب که حکومت نظامی بود برادرم علیاکبر یک اکیپی را تشکیل داده بودند توی یکی از خانههایی که توی آن محله مشرف بود به تمام خانهها آنجا شده بود مرکز بعد تمام خانههای روی هم سیمکشی کرده بودند یک لامپ قرمزی سر درش گذاشته بودند بعد یک شاسی زنگ هم تو هر خانهای گذاشته بودند که هر خانهای مشکل داشت شاسی زنگ را فشار میداد تو مرکزشان زنگ به صدا در میآمد ضمن این که زنگ به صدا در میآمد آن چراغ قرمز سر در خانه مشخص روشن میشد بعد آن خانه هم مشخص بود که کدام خانه مشکل دارد.
ثبت دیدگاه