شناسه: 75424

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 4

زمانی که کاظم آقا به شهادت رسید از طرف سپاه تشریف آوردند که وسایل ایشان را ببرند من کلیه لباسها و وسایل ایشان را تحویل دادم و گفتم : فقط آرم او را نگه می دارم و آنها نیز پذیرفتند . بعد از چند شب خواب دیدم که کاظم آقا به منزلمان آمد با همان لباس سپاه سرحال و تمیز نشست خوب که نگاه کردم دیدم لباس ایشان بدون آرم است و فقط جای دوخت آرم است . سوال کردم آرم لیاس شما کجاست ؟ گفت : شما آن را باز کردید و برای بچه ها یادگاری نگه داشتید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه