فکاهی و شوخ طبعی
به روایت از سید هاشم موسوی : در سایت چهار با آقای حبیب بودیم . یک روز سر ظهر یکی از مربیان که خیلی خسته شده بود روی یک ارتفاع دراز کشیده و به خواب رفته بود . من و آقای حمید مطلق و آقای حبیب با هم به بالای سر او رفتیم دیدم به خواب عمیقی فرو رفته و خرخر می کند آقای حبیب بلند گویی جلوی دهان او گرفت به نحویکه صدای خرخرش در فضای منطقه سایت چهار پیچید بعد کم کم بلند گو را به طرف گوش او گرفت تا بالاخره او را از خواب بیدار کرد .
ثبت دیدگاه