شناسه: 75464

زندگی مشترک

روزی که بچه اول ما زهرا به دنیا آمد کاظم آقا در مشهد بود صبح که حالم بد شد ایشان سریع رفت از یکی از دوستانش ماشین گرفت ومرا به بیمارستان رساند هنگامیکه زهرا به دنیا آمد ایشان گلدان خیلی بزرگی خرید و به بیمارستان آورد و خیلی شاد وخوشحال بود از اینکه دخترمان به دنیا آمد و تا زمانی که من در بیمارستان بودم روزی چند باز از من خبر می گرفت روزی که از بیمارستان مرخص شدم و به خانه آمدم دیدم که ایشان منزل را نظافت و به زیبایی تزیین کرده است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه