زندگی مشترک
روزی که بچه اول ما زهرا به دنیا آمد کاظم آقا در مشهد بود صبح که حالم بد شد ایشان سریع رفت از یکی از دوستانش ماشین گرفت ومرا به بیمارستان رساند هنگامیکه زهرا به دنیا آمد ایشان گلدان خیلی بزرگی خرید و به بیمارستان آورد و خیلی شاد وخوشحال بود از اینکه دخترمان به دنیا آمد و تا زمانی که من در بیمارستان بودم روزی چند باز از من خبر می گرفت روزی که از بیمارستان مرخص شدم و به خانه آمدم دیدم که ایشان منزل را نظافت و به زیبایی تزیین کرده است .
ثبت دیدگاه