شناسه: 75466

زندگی مشترک

اوایل ازدواجمان کاظم آقا یک سال مرخصی گرفته بود تا در مشهد باشد. بعد از شش ماه دو سه نفر از برادرها به منزل ما آمدند و با ایشان صحبت کردند که به جبهه برگردد . ایشان با من مشورت کرد و گفت : جریان از این قرار است و از من خواستند که به جبهه برگردم و با توجه به اینکه به شما قول دادم یک سال درمشهد باشم نظرت چیست ؟ گفتم : به شرطی من با شما موافقت می کنم که به جبهه بروید و مرا نیز همراه خود به اهواز ببرید . ایشان موافقت کردو با هم رفتیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه