شناسه: 75493

داشتن صبر و تحمل و توصیه به آن

یکسری ما از مشهد سه کارخانه قند شیروان، منزل پدرم رفته بودیم. آن موقع کاظم هنوز ازدواج نکرده بود. او کجروح شده بود و هر چه او را پانسمان می کردند، هیچ گونه آخ و ناله نمی کرد. در همین زمان هم برادر دیگرم مجروح شده بود و خیلی وبیتابی می کرد. کاظم به گفت: اگر آخ و ناله کنی از اجرت کاسته می شود، پس بهتر است که صبر کنی.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه