شناسه: 75676

نزدیکی قول و عمل

یک شب که در پایگاه بسیج بودیم با دوستان تصمیم گرفتیم به اردو برویم . قرار شد هر نفر ازما وسیله ای را تهیه نماید . وسیله ای که هاشم قرار شد تهیه نماید در منزل نداشتند . و او آن شب که هوا خیلی سرد بود به منزل یکی از آشنایان رفته بود و لوازم مورد نظر را از آنجا تهیه کرده بود. هنگامی که به پایگاه بسیج آمد ماجرا را از او جویا شدم و به او گفتم : چرا این کار را کردی و خودت را به زحمت انداختی او گفت : " من مسئولیت تهیه این لوازم را به عهده گرفتم و باید آنها را تهیه می کردم . "

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه