شناسه: 75722

عشق به جهاد

به روایت از زهرا ابری : هنگامیکه حمزه می خواست به جبهه برود من و مادرش خیلی اصرار کریم که به جبهه نرود اما ایشان ناراحت می شد و می گفت: چرا سد راه من می شوید من خواهم در راه قرآن و کشورم قدم بردارم. تا اینکه یک شب او را در خواب دیدم که خطاب به من و مادرش گفت: از شما خواهش می کنم جلوی این راهی را که آخرش به خیر ختم می شود نگیرید. صبح که از خواب بیدار شدم خوابم را برای مادرش تعریف کردم و با هم توافق کردیم که سد راه او نشویم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه