شناسه: 76109

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 5

به روایت از شهربانو حصاری : یک شب خواب دیدم همسرم خودش زیارت عاشورا می خواند و جمعی هم با لباسهای سفید عربی پشت سرش نشسته اند .از جمله این افراد یکی از نیروهایش _ که در زمان حیات همسرم اعلام شده بود که شهید شده ولی پیکرش نیامده بود_ خانمش مکرر به شهید جنگی مراجعه کرد و می گفت: پدر و مادر شوهرم یکسره مرا سرزنش می کنند که تو فرزند ما راکشته ای ، البته بعد از پذیرفتن قطعنامه آن فرد جزء اسراء بود و آزاد شد _ بنام فرهادی که خودش را روی مزار شوهرم انداخت و شروع به گریه کرد .من به همسرم گفتم: آقا رضا آقای فرهادی را می بینید که چطوری گریه میکند ؟ گفت : بله ، خانم من همه را می بینم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه