خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
زمانیکه فرزند عزیز شهیدم محمدجواد به هشادت رسیده بود و جنازهاش را به کاشمر آورده بودند اما هنوز به ما چیزى نگفته بودند خواب دیدم که در تکیه یا همان حسینیه ابوالفضلى هستم و در همان عالم خواب یکى از دوستانش آمد داخل تکیه و صدا زد محمدجواد جبرئیلى اما محمدجواد جواب نداد دوباره صدا زد محمدجواد جبرئیلى و او جواب نداد از خواب بیدار شدم و یقین کردم که او به شهادت رسیده و بعد از دو روز خبر شهادتش را به ما دادند.
ثبت دیدگاه