خاطرات نحوه مجروحيت
راوی علی جلیلی فر: حسین مجروح شده بود. من در مشهد بودم که خبر مجروحیت او را به من دادند او در یکی از بیمارستانهای تهران بستری بود. من به اتفاق یک نفر دیگر از دوستان سریعا خودمان را به تهران رساندیم و برای عیادت ایشان به بیمارستان رفتیم . ایشان مجروح شیمیایی 90 درصد بود صورتشان تاول زده بود و از نظر ریه و تنفس واقعا دچار مشکل بود. دکتر ها قطع امید کرده بودند و اعلام کرده بودند که هر لحظه امکان دارد به شهادت برسد اگر می خواست صحبت بکند خیلی آهسته صحبت می کرد ولی با آن حال موقعی که ما به خدمت ایشان رسیدیم دیدیم با یک چهره خیلی باز می خندیدو یک چیزی هم با خود زمزمه می کرد هنگامی که صحبت می کرد معلوم بود که خیلی به خودش فشار می آورد ولی با این حال همان شوخی هایی که قبلا در جبهه با بچه ها می کرد. آنجا نیز عنوان می کرد و سعی می کرد روحیه خودش را حفظ کند . این دو ساعتی که آنجا بودیم یکسره شوخی می کرد و می خندید . شب با هواپیما به مشهد برگشتیم روز بعد قبل از ورود به محل کار ما اطلاع دادند که ایشان دیشب شهید شده است.
ثبت دیدگاه