عشق به جهاد
راوی عباس حجتی: یادم هست یک دفعه اسامی تعدادی از برادران همچنین حسین را داده بودند و گفته بودند که ساعت 4 برای اعزام به راه آهن بیایید . اینها رفته بودند که اعزام شودند و آنجا یک نفر ازرفتن حسین ممانعت کرده بود و گفته بود چون قیافه ات ریز نقش است نمی توانید بروید.حسین ناراحت شده و همچون ابر بهاری گریه می کرد خیلی با ایشان صحبت کردیم نمی توانستیم ایشان را قانع کنیم که ناراحت نباشید این دفعه نشد ان شاء الله دفعه بعد خواهید رفت.
ثبت دیدگاه