شناسه: 76762

جهاد با نفس

راوی زهرا ثابت خواه: ما طبقه بالای ساختمان را ساخته بودیم و پنجره های طبقه پایین را هم بزرگ کرده بودیم . نیاز به شیشه داشتیم . آقای رحیمی هم جبهه بود و هوا هم سرد بود. به پنجره ها بجای شیشه پلاستیک زدیم . حسین با اینکه در تعاون بود و می توانست برای ما شیشه تأمین کند اما اینکار را نکرد و فردی نبود که از موقعیت سوء استفاده کند بخواهد ما یحتاج خانوادة خودش را تأمین کند. وقتی که آمد گفت : خواهر به پنجره ها پلاستیک زدی ؟ گفتم : بله ، به خاطر اینکه هوا سرد است و بچه ها سرما نخورند، این کار را کردم . گفت : بسیار خوب، کار خوبی کردی . ان شاءا... آقای رحیمی می آید و شیشه می گیرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه