همت در رفع مشکل ديگران
راوی صادق جلالی: یادم هست حسین یک شب در هوای سرد با توجه به سن کمی که داشت با کامیون به درب خانه ما آمد. من تعجب کردم و به او گفتم : حسین تو چگونه جرأت کردی و بدون گواهینامه این ماشین سنگین را تا اینجا آوردی ؟ گفت : وقتی کار برای رضای خدا باشد انسان از هیچ چیز نمی ترسد. آمدم که برویم و برای گازوًئیل تهیه کنیم . سریعتر برویم که وقت می گذرد. نزدیک خانة شما گازوئیل هست برویم ماشین را پر کنیم و برای شما و یکی دیگر از دوستان گازوئیل تهیه کنیم که بچه هایتان سرما نخورند .
ثبت دیدگاه