شناسه: 77065

دستگيري از ضعيفان

راوی منصوره حسینی: یک روز که به مصلی رفتم ،خانمی را دیدم که بر سر مزار حسین نشسته و گریه می کند با خود گفتم: نکند این خانم زن دوم حسین است و او در این مورد چیزی به من نگفته و خیلی از این بابت ناراحت شدم ، جلو رفتم و پرسیدم : ببخشید حسین چه نسبتی با شما دارد ؟نگاهی به من کردو متقابلا"پرسید:با شما چه نسبتی دارد؟من گفتم : همه کاره ایشان همسر من بودند. آن زن وقتی این را شنید به گریه افتادو گفت: خدا رحمتش کند ، او برایم نفت می خریدو همه کارهایم را انجام می داد اما از وقتی که او شهید شده دیگر هیچ کس درخانه مان را نمی زند و سراغی از ما نمی گیرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه