شناسه: 77066

دستگيري از ضعيفان

راوی منصوره حسینی: یکدفعه به محلی رفتم خانمی را دیدم که بر سر مزار حسین نشسته و گریه می کند با خود گفتم: نکند این خانم زن دوم حسین است و او در این مورد چیزی به من نگفته و خیلی از این بابت ناراحت شدم. جلو رفتم و پرسیدم: ببخشید این شهید با شما چه نسبتی دارد او هم متقابلاً پرسید با شما چه نسبتی دارد، من گفتم: همه کاره او همسر من است. آن زن گفت: خدا رحمتش کند او برایم نفت می خرید و پول هم می داد. اما از وقتی که او شهید شده است دیگر هیچ کس در خانه مان را نمی زند و سراغ از ما نمی گیرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه