خاطرات ورزشي
راوی حسین خسروشیری: من عباسعلی تاجی با هم در جبهه بودیم و به خاطر دارم قبل از عملیات که به ایشان گفتم، عباس جان بیا با هم کشتی بگیریم . ایشان هم قبول کرد . شروع کردیم به کشتی گرفتن و بعد از چند دقیقه مبارزه یکدفعه مرا بلند کرد ومحکم به زمین کوباند . من قبول نکردم و قبول نکردم و دوباره با ایشان کشتی گرفتم و مثل سری اول به زمین افتادم . ایشان مرا بلند کرد و در آغوش کشید و مرا بوسید و گفت : برای آخرین باری بود که با هم کشتی گرفتیم و دیگر همدیگر را نمی بینیم و خداحافظی کردیم و ایشان از من جلوتر حرکت کرد که عملیات شروع شد. وقتی عملیات به اتمام رسید خبر شهادتش را برایم آوردند.
ثبت دیدگاه