خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی راضیه آمالی: قبل از این که مادرم به مکه سفر کند من در مشهد بودم. یک شب خواب دیدم که همه سیه پوشیده اند. حالت روز تاسوعا و عاشورا که همه سینه می زنند. بعد یک دفعه دیدم که برف سنگینی می آید. ولی خوب که نگاه کردم دیدم برف ها سیاه رنگ هستند. بعد خودم را با مادرم در بیابان دیدم که ناگهان یک سیل گل آلود آمد و بین ما فاصله انداخت و من هر چه سعی و تلاش کردم خود را به ایشان برسانم نتوانستم. بعدها اعلام کردند که ایشان مفقود شده است و من در ذهنم بود که این مسئله واقعیت نخواهد داشت چون با خوابی که دیده بودم احتمال زیاد داده بودم که ایشان به شهادت رسیده باشند و ما دیگر ایشان را نمی بینیم. این خواب قبل از رفتن و شهادت ایشان بود.
ثبت دیدگاه