شناسه: 77282

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

راوی امید آمالی: حدود سه ماه قبل از این که پدر و مادرم به خانه ی خدا مشرف شوند من در تربت حیدریه کارمند بودم. یک شب خواب دیدم که پدر و مادرم به مکه مشرف شده اند و بعد از مدتی که گذشت دیدم که آن ها بر نگشتند. بعد از آن پدرم تنها به خانه آمد و مادرم همراه او نبود. از پدرم پرسیدم چه شده چرا شما تنها آمده اید؟ ایشان گفتند: مادرت مجروح شده و آن جا مانده است. تا این که این اتفاق افتاد. باور من شد که مادرم شهید شده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه