عشق به جهاد
زمانی که ایشان آموزش نظامی می دید. یادم می آید یکروز تعدادی از شهداء را برای تشییع به آشخانه آوردند. رمضانعلی به منزل آمد و گفت: «جای این شهداء را باید یک نفر پر کند. چه خوب است که آن یک نفر من باشم.» و چند روز بعد با اصرار زیاد رضایت پدر و مادرم را گرفت تا به جبهه اعزام شود. از آن به بعد تا آخر جنگ در جبهه حضور داشت و در ماههای آخر جنگ به دست دشمن به شهادت رسید.
ثبت دیدگاه