خواب و رویا در مورد شهید
به روابت از مادر شهید : فرزندعزیز شهیدم محمد بعد از به شهادت رسیدنش مدت زیادى را مفقود الاثر بود و من در این مدت خوابهاى زیادى مىدیدم یک شب خواب دیدم که او به منزل آمده و به طرفم مىآید خوب که نزدیک من آمد رفتم که او را در آغوش بگیرم و ببوسم گفت: مادر به دست هایم دست نزنید که درد مىکند بعداً که مدتى گذشت فهمیدم درهمان زمانى که من خواب دیدم جنازهاش را از زیر خاک پیدا کرده بودند.
ثبت دیدگاه