خواب و رویای دگران در مورد شهبد 1
به روایت اززینب کیخا : زمانی که حسین به شهادت رسیده تا مدتی خیلی ناراحت بودم و کارم فقط گریه و زاری بود. یک شب خواب دیدم که یک آقایی در منزل ما آمد و به من گفت: چرا این قدر گریه می کنی؟ گفتم: پسرم حسین از پیش ما رفته است. خیلی دلم برایش تنگ شده است. در جواب من گفت لازم نیست دیگر گریه نکنید جای پسر شما خوب است. صبح که از خواب بیدار شدم دوباره تا شب گریه کردم و مجدداً خواب دیدم که همان آقا در منزل ما آمد و گفت: مگر به شما نگفتم که گریه نکنید. گفتم: شما چه کسی هستید. خودتان را معرفی کنید تا دیگر گریه نکنم. گفت: من امام حسین علیه السلام هستم که نام فرزندت را هم نام من انتخاب کردی، در همان لحظه از خواب بیدار شدم و از آن موقع به بعد دیگر گریه نکردم.
ثبت دیدگاه