شناسه: 78630

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی شهربانو اسماعیل زاده : یک شب خواب دیدم که یک جایی هستم که پله دارد یکی از فامیل ها هم با من بود یکدفعه به من گفت: صورتت را برگردان به آرزویت رسیدی و در ادامه گفت : نگاه کن این جا قبرشش گوشه ی امام حسین(ع) است من رفتم ضریح را بوسیدم بعد صدایی را شنیدم که گفت: صورتت را به این طرف برگردان ابوالقاسم را هم می بینی تا صورتم را برگرداندم ابوالقاسم را دیدم که با همان لباس پاسداری و در حالیکه تفنگ در دست داشت دم در ایستاده بود صدا زدم ابوالقاسم چکار میکنی؟ گفت: نگهبان در حرم امام حسین(ع) هستم گفتم: همیشه اینجا هستی گفت: نه اینجا نگهبانی می دهم موقع استراحت ما را می برند به بهشت در همان عالم خواب مرا گریه گرفت شوهرم مرا بیدار کرد و گفت : چرا گریه می کنی ؟ گفتم: مرا بیدار کردی الان با ابوالقاسم بودم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه