خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی پریسا آزادی: یادم است ایام شهادت یکی از امامان بود و ما داشتیم در کارگاه قالی بافی، قالی می بافتیم استادکار، تعطیل نمی کرد و می گفت: باید امروز را کار کنید. برادرم وقتی که فهمیده بود ما در کارگاه مشغول به کار هستیم به آن جا آمد به صاحب کار اعتراض کرد و گفت: تا زمانی که شاگردهایت را تعطیل نکنی از جایم تکان نمی خورم و گفت: روز عزا داری و شهادت است، امروز روز کار نیست. بی انصاف اجازه بده که این دخترها به مسجد یا مراسم تعزیه خوانی بروند و شرکت کنند.
ثبت دیدگاه